" استنلی شلوار مکعبی "
باب یک بسته درون صندوق پستش دریافت می کنه که داخل اون جعبه پسر عموی اسفنج باب (استنلی) ، پسرعمو شرم/ Sherm ،هست!باب از این که پس از سال ها اونو می بینه خیلی خوش حال می شه! :
در واقع عمو شرم تصمیم گرفته بود استنلی رو بفرسته اونجا.چون دیگه نمی تونست تحملش کنه! آخه استنلی به هرچی که دست میزنه اون رو می شکنه و از بین می بره! :(متن نامه عمو شرم: اسفنج باب عزیز، من پسرعموی تو استنلی رو فرستادم تا با تو زندگی کنه.اون نمی تونه هیچ شغلی داشته باشه و به هر چیزی که دست می زنه خرابش می کنه! من دیگه نمی تونم بیشتر از این استنلی رو پیش خودم نگه دارم...شاید تو بتونی کاری بکنی.دوستدار تو عمو شرم ، من الان آزادم، آزاد!!!) :
و این زمانی است که در خونه ی باب اسفنجی در کمتر از دو دقیقه استنلی حمام و تلوزیون رو خراب کرده!!! :
باب پسر عموش رو به کارلو اسکویدوارد، معرفی می کنه:
حالا خیلی هم کارلو با اسفنج باب خوبه که باز مشکل دو برابر شد!!! :
حتی پاتریک هم از استنلی خوشش نیومد!:
سپس باب،استنلی رو پیش آقای کرابس برد و آقای کرابس از این که دو کارمند از خانواده شلوار مکعبی داشته باشه خیلی خوشحال شد! :
ولی از اونجایی که استنلی خیلی خنگه بعد از این که صندوق حساب رو خراب کرد، با همه مشتری ها عکس گرفت!!! :
استنلی حتی باعث شد که کفگیر مخصوص اسفنج باب خم بشه! :
سپس آن ها راه حل رو پیدا کردند! باب اسفنجی به کار کردن در رستوران کراستی کراب ادامه داد و استنلی به رستوران چام باکت رفت تا در اونجا کار کنه! تا رستورانی که هنوز راه نیافتاده رو از بین ببره!!! :
.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 22:1  توسط mina
|